الشيخ محمد تقي بهجت

413

جامع المسائل ( فارسي )

استعلام به نحوى كه مفيد علم يا اطمينان براى حاكم باشد ، با قسامه تصديق مىشود در صورت عدم بيّنه ؛ و ممكن است براى حاكم ، از طريق مقابله با آفتاب و باز ماندن يا پوشيدن چشم ، براى حاكم ، علم يا اطمينان حاصل بشود به صدق يا كذب مدّعى . از بين بردن روشنايى چشم توسط شخصى و كندن آن توسط ديگرى اگر به سبب جنايت ، روشنايى چشم رفت و اهل خبره اخبار به عود آن تا مدت معلومه كردند و قبل از مدت ، ديگرى كَند آن چشم را ، پس با اتفاق بر عدم عود ، اظهر ثبوت ارش است بر اولى و ثبوت ديه كامله است بر دوّمى ؛ و اگر اتّفاق بر عود روشنايى كردند ، ثابت است ديه بر دوّمى و حكومت بر اولى ، در حكم ظاهرى بدون اشكال ، و در حكم واقعى اگر معلوم همه باشد عود آن . اختلاف در مفروض مسأله و اگر اختلاف كردند پس جانى اولى ادّعاى عود روشنايى كرد براى نفى زائد بر حكومت و جانى دوّمى ادّعا كرد عدم عود را تا آن كه بر او زائد بر ثلث ديه صحيحه نباشد ( بنا بر اين كه در صورت ثبوت آن ، همين قدر ثابت است ) ، پس اگر مجنىّ عليه تصديق كرد اولى را ، بر او بيش از ارش نيست و ادّعاى او بر دوّمى كه قولش موافق اصل است قبول نيست ؛ و اگر تكذيب كرد مجنىّ عليه ، اولى را پس قول مجنىّ عليه مقدم است چون موافق اصل است ، و با حلفش مطالبه ديه مىنمايد و از دوّمى مطالبه حكومت مىنمايد . و آن چه از فرض اختلاف ذكر شده مخالف است فى الجمله با آن چه ذكر شد و اختيار شد ، و بايد تعيين حكم به نحو موافق با مذكور در دو فرع سابق بشود . امتحان در فرض ادّعاى نقصان و در صورت ادّعاء نقصان در بينايى يكى ، قياس و امتحان با ديگرى مىشود به نظير آن چه در سمع گذشت با توافق به تساوى دو چشم قبل از جنايت . و اگر ادّعاى نقص در هر دو چشم باشد بالسويّه قبل از جنايت و بعد از آن ، از مقايسهء با امثال و اقران تعيين مىشود نقص و قدر ناقص ، و تعيين ارش يا نسبت به ديهء